دل دگر صبر غم و درد فراقت را نداشت
کاشکی این دل ز عشقت پر ز آوا گشته بود
کاش آخر می شد این ایام صبر و انتظار
چون دل مجنون در این صبر پر ز سودا گشته بود
وصف خال دلربایت هوش از سر برده است
کاشکی دیدار آن خال سیاه تو مهیا گشته بود
روی تو زیباست همچون یوسف زیبا جبین
کاش با دیدار تو غمها مداوا گشته بود
این زبان از گفتن درد و غم دل باز ماند
کاشکی می آمدی شاید زبان وا گشته بود
چشم دیگر از برای دیدنت کم سو شده
کاشکی از یمن تو این چشم بینا گشته بود
قلب از داغ غمت هر روز کوچکتر شود
کاشکی از عشق تو این قلب دریا گشته بود
اللهم عجل لولیک الفرج...وجعلنا من خیر اعوانه و انصاره


